♦همچنان نابالغ♦

خب بنویس دیگه :/

چطوری هر روز پست میذاشتم قبلا؟ اصلا یادم نیست.

و یه سوال جواب داده نشده م اینه که فیزیک به چه درد منه دانشجوی گرافیک میخوره واقعا؟

طول نیم سایه ای که میوفته رو پوسترتونو حساب کنید.........

اگه مدلو بذاریم بین دوتا آینه نود درجه تصویری که نهایتا روی برگه میکشید چندتاعه؟........

از کوره آفتابی در طراحی فونت چه استفاده ای میشه؟...........................

نه، واقعا یه نفر باید دلیل فیزیک خوندنو به من بگه.

- چون جزو درساته........

حالا مهم نیست پاسش میکنم^_______^

بعد از ورزش مغزی هم که ورزش جسمی داشتیم، که خیلی خوش گذشت بهم. ولی استاد گفت تازه امروز هیج کاری نکردیم :/

از این که زیاد تو مترو نمیمونم بسیار خوشحالم^______^ چون واقعا تا یه حدی آدم تحمل داره از همین جا هم برای همه کسایی که هر روز با مترو میرن سر کار و دانشگاه و اینا و بیشتر از چهل دیقه تو متروئن از خدا طلب آمرزش (بخونید صبر) میکنم.

امروز رفتیم کافه روبه رو دانشگاه انقدر فس فس کرد تا کلاسمون دیر شد:/

استاده م نامردی نکرد تاخیر زد://////

کمد گرفتم. بهم گفتن این محلتش تموم شده برو قفلشو بشکن وسایلشم بریز بره..............

منم چون کردم ولی با عذاب وجدانا! از وی عذرخواهی میکنم، اون دفتراتم کلی خاک گرفته بود برات انداختمشون دور :/

فعلا همینا تا یه روز دیگه


دایره مینایی (بخش اول)

dark anime boy monochrome

تماشای خوبی بود، اگه بفهمی چی میگم.

خرگوش دیوانه

تادا~~~

*ظاهر شدن ناگهانی در حالی که یه ماسک صورتشو پوشونده*

واییییییییی از دست آدمای تندرو :|

میگه اگه اینو [نامحرم] نگاه کنی اونو [نامحرم] نگاه کنی توقعاتت میره بالا :| میشه 100% »

وقتی یه آقایی میاد خواستگاری شما (دقت کنید که هیچکس کامل نیست) ، 50% ئه »

شما قبول نمیکنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی »

میرسی به سن 40 »

بعد میبینی داری پیر میشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی »

خودتو میبندی به ریش یه نفر (مینایی از خودش اضافه میکنه:) 20% »

بعد همش راه میری بهش میگی تو چرا اینجوری نیستی تو  چرا اونجوری نیستی »

در نتیجه زندگی ناآرامـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی خواهی داشت؛

حالا من از سخنرانی ایشون فهمیدم که:

ایشون خیلی پرفکت بودن.

ایشون استاد دانشگاه بودن.

ایشون تشریف بردن کربلا سپس مشهد که از ائمه درخواست همسر کنن.

همسر ایشون هم خیلی پرفکت بودن.

همسر ایشون هم تشریف بردن کربلا(قشنگ همون موقع که استاد تشریف برده بودند ها) و کلا تو مشهد سکونت داشتن.

استاد به همرا همسر و ××(تعداد فرزندانشون) فرزندشون زندگی خوشی دارن.

حالا چرا؟

چون ایشون انقدر که پرفکت بودن "نقد دنیا رو ول کردن و نسیه آخرت رو چسبیدن"

ولی جای دیگری در این سخنرانی پرفراز و نشیب ایشون ادعا میفرمایند که بنده اصلا نیازی نداشتم و سوال کوچکی که در ذهن این حقیر ایجاد میشود اینست که:

مگر میشود نیازی نداشت و دنیا را طلب کرد؟

منظورم اینه که باید اول این نیازه(حالا هر چی،قدرت پول زن و.....) تو شما وجود داشته باشه که یه درگیری بین انتخاب دنیا و آخرت پیش بیاد مگررر نه؟

پس وقتی که طرف میگه همکلاسیام میرفتن با دخترای محل فلان بسکتبال بازی میکردن و به منم میگفتن بیا و من بهشون میگفتم من نیازی ندارم(حال من ندانم از روی مریض احوالی یا چیزهای دیگر)، چطور میتونه بگه بخاطر آخرتم اینکارو میکنم؟

خرگوش دیوانه

من میفهمم که تنوع طلبی خطرناکه!

من میدونم که چرا چشمای من باید فقط یه نفرو تو زندگیم ببینه

و نیازی هم نیست کسی بیاد دوباره برام توضیح بده!

فقط یکم همه چیو با هم قاطی کردم :|

در اون لحظات مغز من اینطوری کار کرد:

مگه فهمیدن اینکه چیزی کامل نیست بده»

مگه تلاش برای 100% شدن بده »

مگه نه اینکه آدم کمال طلبه؟ »

یعنی دارن بهمون میگن نفهمیم؟ برای اینکه خوشحال باشیم؟ برای اینکه تو زندگیمون آرامش داشته باشیم؟ پس یعنی آرامش داشتن تو نفهمیدنه؟

نفهمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیدن

17:45:36


♦آدم باید بعضی وقتا بشینه پیش خودش
ببینه حالش چطوره، چی کارا میکنه، از چی خوشحاله/ناراحته...
♣چقدر تو این مدت برای بهتر شدن تلاش کرده
اصلا پیشرفتی داشته یا نه
♠همچنان نابالغه؟ یا نه از همه لحاظی کامل شده؟
دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
Designed By Erfan Powered by Bayan